نشستم با خودم فکر کردم ؟ دیدم تا چه حد می تواند ؟ یک کار سخت باشد ؟ جنگ این نوشته چقدر می تواند ؟ خودش کار من را راحتر از قبل کند؟ باید یک کاری کنم ؟ باید خودم را از دست چیزهای بامزه تری توی زندگی می توان ؟ انجام داد ؟ باید مثل یک خرگوش باشی ؟ یا مثل یک لاک پشت ؟ می توانی ؟ فقط با فشار دادن ؟ یک دکمه خودت را آماده نبرد کنی ؟ باید شکستش بدهم ؟ آره می توانم ؟ اینطوری یک قدم بیشتر بردارم ؟ باید خودم را طوری آماده مشکل کنم ؟ یعنی باید حل کنم ؟ این مشکل را طوری می شود ؟ از عهده این مشکل بر بیام ؟ حالا باید چه کار کنم ؟ فکر می کنم ؟ نیاز دارم ؟ بیشتر از قبل یعنی تا حدی می خواهی ؟ تشخیص داده می شود ؟ شما عرضه انجام حل کردن ؟ یک مسئله را خواهی ؟ داشت ؟ اما وقتی سرمایه یا استعداد ؟ انجام دادن این کار را نداشته باشی ؟ چطوری می خواهی ؟خودت از پس این مشکل بر بیای نشستم ؟ با خودم فکر کردم ؟ ببین یا می شود ؟ این کار را انجام داد ؟ یا نمی شود ؟ این کار را انجام داد ؟ وقتی می خواهی ؟ باید یک کم عرضه از خودت نشان بدهی ؟ نه من عرضه انجام این کار را ندارم ؟ باید حوصله این قضیه را ندارم ؟ باید به خودم ؟ یک کم فرصت بدهم ؟ نه امکان ندارد ؟ باید وقتی می خواهی ؟ این کار را انجام ندهی ؟ اینقدر آسان باشد ؟ که نگو ؟ باید وقتی می خواستم ؟ من را از موضوع پس بزنم ؟ نه من نمی خواهم ؟ دیگر عرضه انجام ندادن این کار را ندارم ؟ وقتی می خواستم ؟ من را از این نوشتن های بی هدف ترک کنم ؟ وقتی نمی توانم ؟ یعنی یکی نیست ؟ بگوید ؟ چه فایده این دارد ؟ مشکل من این "باور هست "؟ "هرچقدر کارکنم" ؟ باز هم هیچ فایده این ندارد ؟ یکی نیست ؟ بگوید ؟ همه قبل از انجام ندادن های خود؟ یک روزی در مرحله اول یا حتی پایین تر از آن بوده اند ؟ حالا باید یکم فشار به خودت بیاوری ؟ بس هست ؟ دیگر نمی خواهم ؟ این کار را انجام بدهم ؟ یک کم دیگر مانده است ؟ از شر این کار هم خلاص بشوم ؟ وقت قطع امید کنم ؟ یعنی فایده ای ندارد ؟
I sat down and thought to myself. I saw how hard it could be. How much of a task could this writing war be? It would make my job easier than before. I need to do something? I need to save myself from the funnier things in life. Can I do it? Should I be like a rabbit? Or a tortoise? Can you? Just by pressing a button, get yourself ready for battle? Should I defeat him? Yes, I can. Take it one step further like this. Should I prepare myself for the problem? I mean, should I solve it? Can I solve this problem? Can I handle this problem? What should I do now? I think? I need? More than before. I mean, to some extent, do you want it? Is it recognized? You offer to solve? Do you want a problem? Have it? But when you don't have the capital or talent? To do this? How do you want to? Handle this problem yourself? I sat down and thought to myself. See if it's possible? Did it do it? Or can't it do it? Did it do it? When you want it? You need to show a little bit of yourself? No, I don't have the will to do this? I don't have the patience for this? I need to give myself a little time? No, it's not possible? You need to do this when you want? Don't do it? Is it that easy? Don't say it? Should I say it when I wanted to? Back me out of this? No, I don't want to? I don't have the will to do this anymore? When I wanted to? Leave me from these aimless writings? When I can't? I mean, isn't there anyone? Tell me? What's the point of this? My problem is this "belief"? "No matter how much I work"? Still, there's no point in this? Isn't there anyone? Tell me? Everyone was at the first stage or even lower than that before their failure? One day, they were at the first stage or even lower? Now you need to put some pressure on yourself? Is that enough? I don't want to do this anymore? Is there a little more time left? Should I get rid of this too? Time to give up hope? I mean, there's no point?