شخصیت

شخصیت

کمتر بنویس
شخصیت

شخصیت

کمتر بنویس

شروع تازهFresh start

باید یک کم از اینجا فاصله بگیریم ؟ چرا نمی توانم ؟ بنویسم ؟ پس از مدتها بلاخره دلم ضعف رفت ؟ یعنی چی ؟ چرا باید کار کنم  ؟ مثل کارهای قبلی باید کار تازه ای شروع کنم ؟ من نمی خواهم ؟ کار کنم ؟ مثل قبل باید راه تازه ای پیدا کنم ؟ چرا نمی شود ؟ این بار شاید بهتر باشد ؟   خودم را طور جدیدی آزمایش کنم ؟ دیگر حوصله ندارم ؟ بخشی از بدنم ؟ را فراموش کنم ؟ می خواهم ؟ از تمام توانم ؟ و ؟ قدرتهای بر باد رفته خودم ؟ یعنی این بار همه وجود را به کار بگیریم ؟ یعنی چی ؟ شوخی می کنی ؟ کدام بخش از وجودت را قایم کرده ای ؟ یا قایم باشک بازی در آورده ای ؟ چرا ؟ قایم شده ای زیر علف ها یا جای ؟ کجا بوده ای ؟ دست از فرار کردن ؟ کار نکردن بر نداشته ای ؟ حالا می خواهی ؟ چه راهی یا چه شوخی از خودت بازی کنی ؟ دیگر هیچ چیز به ذهن من نمی رسد ؟ فقط یک چیز فکر می کنم ؟ دیگر حوصله این وضع را نداشته باشم ؟ کوچولو ترین حالا قویترین شده ؟ این چه اوضاع هست ؟ پس بیخیال شو ؟ دیگر تلاش نکن ؟ چرا باید ؟ وقتی می خواهم ؟ کار کنم ؟ همه چیز سیستم ؟ قطع شود ؟ اینترنت خودم یک بار قطع شود ؟ شوخی ؟ شوخی ؟ چرا باید این نوع وضعیت را اینطوری باشد ؟ توجه خودم به خودم هست ؟ نه اوضاع چرا ؟ وقتی وصل هست ؟ یا وصل بود ؟ کارم را انجام ندادم ؟ چرا خواب مانده بودم ؟ چرا الان نمی توانم ؟خوب تایپ کنم ؟ چرا اوضاع من شده است ؟ این چرا ؟ اینطوری نیستم ؟ چرا هیچ کس به من راست نگفته است ؟ من خوب نیستم ؟ من اینطور نبوده ام ؟ چرا بازی با من شروع می شود  ؟ با من تمام می شود ؟ چرا دیگر هیچ کسی به فکر من نیست ؟ چرا اینطوری شده ام ؟ برای خودم باید ؟ یک بازی جدید آعاز کنم ؟ برای نوشتن باید ؟ کمی بیشتر کار می کردم ؟ چرا دیگر نمی توانم ؟ برای خودم کار کنم ؟ چرا دیگران بهتر از من کار کرده اند ؟ چرا توانسته اند ؟ چند بار به موفقیت های بزرگ برسند ؟ چرا من نتوانسته ام ؟ چرا مطالب کمی می خوانم ؟ این همه بیشتر از قبل در ذهن من رژه می روند ؟ چرا خیلی کم می خوانم ؟ چرا کسی را دوست ندارم ؟ چرا آدم های تازه ای ندارم ؟ چرا باید بیشتر از قبل کار کنم ؟ چرا نیاز من به کار های تازه بیشتر از قبل شده است ؟ چرا هیچ دوستی ندارم ؟ تا به من کمک کند ؟ چرا اینطوری شده ام ؟ خیلی عصبانی شده ام ؟ خیلی دیگر نمی توانم ؟ مثل قبل راحت کار کنم ؟ باید به خیلی از چیزهای از قبل می خواسته ام ؟ جواب پس بدهم ؟ شما چرا بهتر از من کار می کنید  ؟ من توان کاری ام را از دست داده ام ؟ اما شما پیشرفت کرده اید ؟ دفعه بعد از چوب لای چرخ شما قرار دادن استفاده کنم ؟ چرا خودت نمی روی ؟ روی خودت کار کنی؟ این وضعیت یعنی چی ؟ چرا اینطوری خیلی سطح پایین داری کار می کنی ؟ 

Let's take a break from here for a while. Why can't I? Write? After a long time, I finally lost my strength. What does it mean? Why should I work? Like the previous jobs, should I start a new job? I don't want to? Work? Like before, should I find a new way? Why can't it be? Maybe this time will be better?

Test myself in a new way? I don't have the patience anymore? Forget a part of my body? Do I want to? With all my might? And? My wasted powers? I mean, this time, use my whole being? What does it mean? Are you kidding? Which part of your being have you hidden? Or have you played hide-and-seek? Why? Have you hidden under the grass or somewhere? Where have you been? Have you stopped running? Haven't you been able to stop working? Now you want to? What way or what joke do you play on yourself? Nothing comes to my mind anymore? I only think of one thing? I can't bear this situation anymore? The smallest one has now become the strongest? What is this situation? So don't worry? Don't try anymore? Why should I? When I want to? Should I work? Everything in the system? Should it be disconnected? Should my own internet be disconnected once? Joke? Joke? Why should this kind of situation be like this? Is it my own attention to myself? No, why is it? When it is connected? Or was it connected? I didn't do my work? Why did I fall asleep? Why can't I type well now? Why has my situation become like this? Why is this? I'm not like this? Why has no one told me the truth? I'm not good? I haven't been like this? Why does the game start with me? It ends with me? Why doesn't anyone think about me anymore? Why have I become like this? Should I start a new game for myself? Should I write? I used to work a little more? Why can't I work anymore? Should I work for myself? Why have others worked better than me? Why have they succeeded? How many times have they achieved great success? Why haven't I been able to? Why do I read so little? All this is parading through my mind more than before? Why do I read so little? Why don't I like anyone? Why don't I have new people? Why do I have to work more than before? Why do I need new things more than before? Why don't I have any friends? To help me? Why am I like this? I'm so angry? I can't do much anymore? Should I work as easily as before? Should I ask for many things I've already asked for? Should I answer back? Why do you work better than me? I've lost my ability to work? But have you improved? Next time I'll use the stick in your wheel? Why don't you go yourself? Work on yourself? What does this situation mean? Why are you working at such a low level?

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد